شيخ محمد جعفر امامى

103

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ بُشْرى : ] « لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّر عِبَادِ » « بُشْرى » در اينجا مطلق است ، همه گونه بشارت بر نعمت‌هاى الهى اعم از مادى و معنوى را شامل مىشود ؛ اما اين بشارت وسيع و گسترده ، مخصوص كسانى است كه از پرستش طاغوت اجتناب ورزند و به سوى خدا باز آيند كه مجموع « ايمان و اعمال صالح » در همين جمله ، جمع است . « 1 » [ بَصائِر : ] « قَدْ جآءَكُمْ بَصآئِرٌ » « بَصائِر » جمع « بصيرة » از مادّهء « بصر » به معناى بينايى است ؛ ولى معمولًا در بينش فكرى و عقلانى به كار برده مىشود . و گاهى به تمام امورى كه باعث درك و فهم مطلب است ، اطلاق مىگردد ؛ در سورهء « انعام » به معناى دليل و شاهد و گواه آمده است و مجموعه دلائلى را كه در زمينهء خداشناسى است در بر مىگيرد ، بلكه مجموع قرآن در آن داخل است ، و در سورهء « قصص » منظور دلائلى است كه موجب روشنايى قلب مؤمنان مىشد ، و هدايت و رحمت نيز از لوازم اين بصيرت است ، و به دنبال آن ، تذكر و بيدارىِ دل‌هاى آماده . « 2 » [ بَصِير : ] « عِبادِهِ خَبيراً بَصيراً » « بَصِير » به معناى بينا است و در اينجا به معناى بينا نسبت به اعمال آمده است . « 3 » [ بَصِيْرَة : ] « عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ » « بَصِيْرَة » هم معناى مصدرى دارد ( بينايى و آگاهى ) و هم معناى وصفى ( شخص آگاه ) و لذا بعضى آن را به معناى « حجت و دليل و برهان » ، كه‌آگاهىبخش است تفسير كرده‌اند . « 4 » [ بِضاعَة : ] « وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً » « بِضاعَة » در اصل از مادّهء « بَضْع » و « بُضع » ( بر وزن نذر و جزء ) به معناى قطعه‌اى از گوشت است كه آن را جدا مىكنند ، سپس تعميم يافته و به قطعهء مهمى از مال و سرمايه نيز گفته شده است . « بضعة » به معناى پارهء تن و « حسن البضع » به معناى انسان فربه و پرگوشت آمده است ؛ و « بِضْع » ( بر وزن حزب ) به معناى عدد سه تا ده آمده است ( مفردات راغب ) . « 5 » [ بِضْع : ]

--> ( 1 ) . زمر ، آيهء 17 ( ج 19 ، ص 431 ) ( 2 ) . انعام ، آيهء 104 ( ج 5 ، ص 481 ) ؛ قصص ، آيهء 43 ( ج 16 ، ص 109 ) ؛ جاثيه ، آيهء 20 ( ج 21 ، ص 271 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 17 ( ج 12 ، ص 77 ) ( 4 ) . قيامت ، آيهء 14 ( ج 25 ، ص 296 ) ( 5 ) . يوسف ، آيهء 19 ( ج 9 ، ص 420 ) ؛ يوسف ، آيهء 88 ( ج 10 ، ص 78 )